ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

765

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

خانيت بسته بود بازگشت . چون به جيحون رسيد خبر يافت كه برادرش قوبيلاى در مركز خانيت به حكومت نشسته است و دانست كه در برابر او ياراى مقاومتش نيست . پس با او از در مسالمت درآمد و به آنچه خود در دست داشت قناعت ورزيد و به عراق بازگرديد . در اواخر دولت قوبيلاى در سال 687 يكى از فرزندان اوكتاى كه پيش از اين صاحب تخت خانيت بود يعنى قيدو ، پسر قاشى ، پسر اوكتاى ، بر سر خانيت با او به نزاع برخاست . برخى از امراى قوبيلاى به او گرايش يافتند و او را در اين فسادى كه برمىانگيخت تحريض مىكردند . قوبيلاى لشكرى به سردارى پسرش لمغان [ 1 ] به جنگ او فرستاد . قيدو او را شكست داد و او نزد پدر گريخت . قوبيلاى بر پسر خشم گرفت و او را به بلاد ختا طرد كرد . و آن پسر در همانجا بمرد . قوبيلاى بر قيد و غلبه يافت . قوبيلاىقاآن صاحب تخت در سال 688 بمرد و پس از او پسرش اولجاى تيمور [ 2 ] به جايش نشست . اين پايان آگاهى من است از پادشاهان صاحب تخت در قراقروم از فرزندان چنگيزخان و بيش از اين به چيزى دست نيافتم . ملوك خاندان جغاتاى پسر چنگيز در تركستان و كاشغر و ما وراء النهر اين اقليم در دورهء پيش از اسلام جايگاه تركان بود . پادشاهانشان كه در تركستان و كاشغر بودند اسلام آوردند و همچنان بر آن ديار فرمان مىراندند . سامانيان نواحى سمرقند و بخارا را گرفتند و در آنجا دولتى نيرومند تشكيل دادند . از آن پس سلجوقيان از آن طرف پديدار شدند و سپس قبايل تاتار . آنگاه چنگيز خان بر آن بلاد دست يافت و آن را جايگاه فرمانروايى جغاتاى قرارداد ، ولى اين آرزو برنيامد . و جغاتاى پيش از پدر بمرد . چون منگوقاآن پسر تولوى بر تخت نشست فرزندان عم خود جغاتاى را به سبب سفارش چنگيزخان كه گفته بود ما وراء النهر از آن جغاتاى است به فرزندان او داد . آنگاه ييسومنگو [ 3 ] را امارت آن نواحى داد . چون ييسو منگو بمرد برادرش قراهلاكو [ 4 ] پسر خود مبارك شاه را به جاى او نشاند . سپس قيدو ، پسر قاشى ، پسر اوكتاى ، پسر چنگيزخان بر آن خاندان غلبه يافت و ما وراء النهر از آنان بستد . كيوك خان پسر ديگر اوكتاى قاآن صاحب تخت بود . و بعد از او نوبت به منگوقاآن رسيد . چون قيدو بر ما وراء النهر دست يافت با صاحب تخت كه در آن روزها قوبيلاىقاآن بود به نزاع پرداخت . ميان آن دو جنگهايى بود . قوبيلاىقاآن در خلال اين جنگها فرزندان

--> [ ( 1 ) ] متن : تمقان . [ ( 2 ) ] متن : سرتموق . [ ( 3 ) ] متن : منكوفان . [ ( 4 ) ] متن : هلاكو .